سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
60
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
بنمايند و فورا حركت داده به اردوى فرمانفرما ملحق شوند . الحمد للّه دولت و ملت متفق شدهاند . خدا خواسته است اگر حضرت عباس بگذارد ! [ 71 ] شتر قربانى را در جلوى بهارستان كه مجلس شوراى ملى باشد نحر نمودند . چند روز است اهالى تبريز دو تيره گشته : مشروطه و مستبد . آقا سيد هاشم كه مستبد است امامزاده حمزه را با دو سه هزار نفر سنگر نموده . شيخ سليم با جمعى قلعه كرپى را متصرف [ شده ] و سنگر مشروطه ساخته . روزها از طرفين تير تفنگ به يكديگر انداخته مىشود . آن وضع ساوجبلاغ و اين هم وضع تبريز . خداوندا مغرض را فنا كن ، فى 20 ذيحجة الحرام . شخصى در منزل سبز على بيك اظهار رؤيت خوابى كرد . نقل نمود كه خواب ديدم در دربار شاه هستم و در زمرهء پيشخدمتان محسوبم . ديدم جوان خوشرويى عمامهء سبزى بر سر دارد و جيفهء الماسى به عمامه نصب كرده ، ولى الماسش متلالا بود . با وصف درخشندگى الماس نور رخسارش آن جواهر گرانبها را مضمحل نموده بود و مشغول پوشيدن لباس سلام بود . در اين موقع رجال و اهل لشكر ورود نمودند . يك نفر از امير تومانها خواست داخل اطاق شود . من جلو گرفته و گفتم شاه مشغول پوشيدن لباس سلام است . بعد من داخل اطاق شده ديدم لباس سلام را پوشيده و اجازهء ورود فرمودند . سلام منعقد شد و رجال و لشكريان صف بسته و ايستادند . صداى شليك توپ سلام كه بلند شد يكمرتبه از خواب بيدار شدم . گويا اين خواب را در ماه ذيحجهء 1325 ديده است . [ شكراب سيد عبدالله و احتشام السلطنه ] در 24 ذيحجه جهت مجازات اشرار در ميدان توپخانه وكلا به رئيس سخت گرفته بودند . رئيس هم بعضى [ 72 ] حرفهاى گوشهدار نسبت به آقا سيد عبد اللّه زده بود . بعد كه آقا سيد عبد اللّه آمد رنود به او گفتند و او هم بعضى حرفها زد . مردم متفرقه به رئيس بد گفتند . حتى اينكه گفتند ما تو را خواهيم كشت . به حضرت آقا بد مىگويى ! بالاخره رئيس را در اطاق آقا